October 22, 2018 - ، ساعت 20:40
 
 
دلایل شادی در جامعه ما به حداقل رسیده است


صبح ساحل ، اجتماعی - حال خوش «مهم‌ترین اتفاق زیستی بشر است.

به‌عنوان قانون شماره 1 زندگی؛ در قالب پیام پایان هفته، دقیقاً جمله» کاری کنید که خوش‌حالتان کند «را در فضای مجازی به نفرات قابل‌توجهی از مخاطبانم ارسال کردم. هرچند نفری که پاسخگو بودند از عدم دل‌خوشی گفتند. اندکی بیشتر پیغام را بررسی کردم و افراد پاسخ‌دهنده را نیز مجدداً مرور کردم، خیلی برایم عجیب بود. اتفاقاً افرادی که مشاغل خیلی مهم و تحصیلات عالیه داشتند و در ظاهر هم خودشان را انسان‌های شادی نشان می‌دادند درواقع بیشتر ابراز غمگینی کرده بودند. جواب آن‌ها از بس تأثیرگذار بود که احساس کردم کسانی هم که پاسخگو نبودند در دلشان گفته‌اند»: دست ازسرمان بردار؛ تو هم‌دلت خوش است! با چند نفر بدون مقدمه و بی‌آنکه صحبتی از شادی داشته باشم سر سخن باز کردم

دیدم همه گلایه‌مند و از خیلی از اتفاقات جامعه نگران هستند. مخصوصاً در خصوص عواملی چون خوش‌بینی و رضایت از زندگی، شادکامی در زندگی زناشویی، باورهای محکم دینی، سطح سلامت بالای فردی، داشتن برنامه مناسب برای اوقات فراغت، تیپ شخصیتی مناسب، درآمد کافی، محل سکونت مناسب و تمرینات ورزش هفتگی که روانشناسان این عناصر را ازجمله عوامل مهم در شاد بودن یک فرد لحاظ کرده و استان‌های شاد کشور را دسته‌بندی کرده‌اند که شوربختانه مردم بیشترین دغدغه و مشکلاتشان پیرامون همین مسائل بود. جالب است بدانید طبق آمار، استان‌های کم برخورد و مرزی هرمزگان، بوشهر، خوزستان، گلستان، کردستان، کهگیلویه و بویراحمد و زنجآن‌که مشکلات متعدد زیادی دارند در صدر لیست شادترین استان‌های کشور قلمداد کرده بودند. البته این لیست حدود 3 سالی است که دست‌به‌دست می‌شود بدون اینکه اندکی به آن فکر کنیم. دامنه پژوهش‌هایم را لختی گسترش بخشیدم تا آمار شادترین استان‌های کشورها و عوامل آن را کنکاش کنم. دیدم در فهرست شادترین کشورهای جهان در سال ۲۰۱۶؛ کشورهای دانمارک، سوئیس، ایسلند، نروژ، فنلاند، کانادا، هلند، نیوزلند، استرالیا و سوئد صدرنشین هستند و کشور ما پس از مغولستان، لائوس، نیجریه و هندوراس در رده یکصد و پنجم جهان است.

با سیری در رسانه‌ها دریافتم که رسانه‌های رسمی کشور و محلی و فضای پرطرفدار مجازی بیشتر حوادث تلخ سراسر جهان را منعکس می‌کنند بدون آن‌که به تأثیرات مخرب آن بر روح و روان شهروندان احساسی این سرزمین بیندیشند. اغلب سریال‌هایمان باید مرگ داشته باشد تا جذاب باشد و کسی که بیشتر از همه غمگین است و بهتر گریه و زاری می‌کند بهترین بازیگر می‌شود. به پوشش مردم دقت کردم که کمتر از رنگ‌های شاد استفاده می‌کنند، تعداد عزاداری‌ها و غم‌های تقویم سالیانه‌مان از شادی‌ها کمتر است. جشن‌های سنتی و حتی ملی رنگ‌باخته است. 

عروسی‌های 7 روزه دوره‌های پیش جایش را به یک تالار 2 ساعته و محدود داده است. در چهره مردم نگریستم که اغلب شادی را از همدیگر دریغ می‌کنند، کسی بدون دلیل، شادی نمی‌کند و به روی خودش و دیگران لبخند رضایت نمی‌زند. دلایل شادی در جامعه ما به حداقل رسیده است، کمتر افرادی هستند که برای شادی دیگران هزینه کنند. 

بدون تردید افراد زیادی هستند که به خاطر ندارند چه زمانی از صمیم دل شادی کرده‌اند و یا فاصله زمانی آن خیلی دیر است. درحالی‌که لبخند زدن ما طی یک روز باید 3 رقمی باشد ولیکن در حال حاضر لبخند زدن افراد بزرگ‌سال روزانه به حدود بیست مرتبه ختم و بچه‌ها به‌طور متوسط 400 مرتبه لبخند می‌زنند. لبخند تنها نشانه‌ای از شادی است که معجزه می‌کند. استرس را از بین می‌برد و موجب آرامش می‌شود، قلب و سیستم ایمنی بدن را تقویت کرده و به زیبایی و جذابیت کمک می‌کند، مسکن طبیعی است و فشارخون را کاهش می‌دهد، ارتباطات قوی‌تری ایجاد می‌کند و ده‌ها نتیجه طلایی دارد و حالا اگر ما بتوانیم شادمانی را به مردم هدیه کنیم چه‌کار بسیار بزرگی انجام داده‌ایم. به‌هرحال شادی، گمشده مردم است، این را طرفداران پرتعداد شبکه نوبنیاد نسیم می‌گویند؛ اما احساس می‌کنم بعضی در قبال داشته‌هایی که شهروندان هرمزگانی ازدست‌داده‌اند به شیوه غیرعلمی و حساب‌نشده درصدد هستند تا شادی کاذبی را به مردم تلقین کنند اما مردم این شادی را در زندگی‌شان اصلاً احساس نمی‌کنند. روزبه‌روز آمار طلاق، اختلافات خانوادگی، فقر، فساد و ... افزایش پیدا می‌کند و آمار و ارقام‌های شادی به طرز معناداری زیر سؤال می‌رود. به ادامه این روند هم نمی‌توان امیدوار شد.



ارسال شده: ساعت: 7:25

کلمات کلیدی: صحبتی از شادی ، شادکامی ، باورهای محکم دینی

برچسب‌ها: اجتماع