جدید به قدیم
در هرمزگان، خاک هنوز زنده است؛ اما نفس کشاورز به شماره افتاده. از میناب و رودان تا حاجیآباد و بندرعباس، فصل برداشت که میرسد، زمین پر از رنگ میشود؛ اما چشم کشاورزان استان بیفروغتر از همیشه است. محصول را که از خاک میکَند، میداند قرار نیست همهشان جایی بروند.
مهم این است که ما در این ظرف زمان و مکان در بستر یک دیوان سالاری مردم نهاد چه ادراکی از مفهوم «مدارا» با مردم داریم. اینکه پدیده سوختبری معلول و زاییده چه شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بوده و چه انگارههایی؛ تحولات این پدیده را تا این مرحله کشانده، باید لیست بلندی از عوامل چند ساحتی را مطرح کرد. ولی شاید ما در جایگاه مسئول در کشور یا در استان؛ در دفتر مجلل خود مشغول خوردن چای دبش باشیم و در یک تقاطع برای پر کردن شکاف همدلی با همه مردم؛ استراتژی منطقی و رفتار آیندهپژوهانه نداشته باشیم! نگارنده؛ قضاوتی درباره صواب یا ناصواب بودن پدیده سوختبری ندارد ولی در جایگاه یک شهروند؛ فرضیه هایی اجتماعی برای تحلیل ابعاد سوخت بری و پسا سوختبری مطرح می کند.
سهمیه سوخت اطلس و شاهین حذف میشود