جدید به قدیم
مدیرکل آموزش و پرورش هرمزگان در نشست با اعضای شورای استان هرمزگان گزارشی از وضعیت دانشآموزان بازمانده از تحصیل ارائه کرد. «منوچهر ضیایی» گفت: به موضوع بازماندگی و ترک تحصیل باید فراتر از نگاه رسانهای و ژورنالیستی نگاه کنیم. عدد ۲۷ هزار و ۵۰۰ نفر بازمانده تحصیل در استان که طی سفر رئیس جمهور به هرمزگان مطرح شد، در ابتدا نه قابل تأیید بود و نه قابل تکذیب، اما با پالایش آماری که انجام دادیم، این عدد به حدود ۲۴ هزار نفر کاهش یافت. بخشی از این کاهش مربوط به فوتشدگان ثبتنشده در ثبت احوال، مهاجران خارج و داخل کشور و دانشآموزان دارای بیماریهای صعبالعلاج بود. ضیایی در این نشست بر اهمیت اثرگذاری دهیاریها، شوراهای روستا، شهر و استان برای بازگرداندن دانشآموزان بازمانده تاکید و درخواست کرد معتمدی در هر روستا برای این امر در نظر گرفته و به آموزش و پرورش معرفی شود.
فرماندار شهرستان خمیر با تبریک کسب عنوان دومین پژوهشسرای دانشآموزی برتر کشور توسط پژوهشسرای بندر خمیر، این موفقیت را حاصل همدلی، نگاه توسعهمحور آموزش و پرورش دانست.
وزیر آموزش و پرورش تأکید کرد آماری که بهعنوان ترک تحصیل اعلام میشود، واقعی نیست و همه بازماندگان از تحصیل را شامل نمیشود؛ چرا که بخشی از دانشآموزان مهاجرت کردهاند، برخی در مدارس علوم دینی تحصیل میکنند یا به دلیل معلولیت امکان حضور در مدارس عادی را ندارند و اطلاعات آنها در سامانهها ثبت نشده است.
قاچاق سوخت در هرمزگان دیگر قابل چشمپوشی نیست، شبکههای سازمانیافته شناسایی و اموالشان توقیف شده و با تغییر رویکرد دستگاه قضایی، مبارزه با قاچاق از پالایشگاه تا خطوط انتقال و شبکههای مالی وارد مرحلهای جدی شده است. مجتبی قهرماني رییس کل دادگستری استان هرمزگان از فروپاشی شبکه هاي سازمانیافته این تجارت غیرقانونی و توقیف اموالشان خبر داد. وی گفت: با تغییر رویکرد دستگاه قضایی و اجرای سیاستهای جدید، زنجیره قاچاق از پالایشگاه تا خطوط انتقال، لنجها، کشتیها و شبکههای مالی زیر ذرهبین قرار گرفته و سرشبکهها بازداشت شدهاند، در حالی که تبعات اجتماعی و اقتصادی این قاچاق، از ترک تحصیل دانشآموزان تا تهدید نیروی کار، استان را در وضعیت ویژهای قرار داده است.
خبر ترکتحصیل بیش از ۲۷ هزار دانشآموز در هرمزگان، فقط یک آمار نیست؛ زخمی است عمیق بر پیکر آموزش و آیندهی این سرزمین. هر کودک بازمانده از تحصیل، چراغی است که در خانهای خاموش میشود و فرصتی از آیندهی هرمزگان که از دست میرود. در سفر اخیر رئیسجمهور به استان، «احمد مرادی»، نماینده مردم هرمزگان با صراحت و نگرانی از این بحران سخن گفت و هشدار داد که «ترکتحصیل گسترده در استان، به یک فاجعه ملی تبدیل شده است».
ادبیات و شعر در ایران به گونهای است که از زمان تولد، هر یک از ما با آن آشنا می شویم و تا زمان مرگ نیز با ما همراه است؛ چنان که ما دوران خردسالی را با لالاییهای مادرانه که خود نوعی شعر و احساس شاعرانه است به آرامش میگذرانیم و در زمان مرگ هرکس با مرثیهخوانی و نیز نوشتن اشعار و متون بر روی سنگ مزار به ما میفهماند که شعر و ادبیات همواره با ما همراه بوده و شاید با خونمان عجین شده است.
مهم این است که ما در این ظرف زمان و مکان در بستر یک دیوان سالاری مردم نهاد چه ادراکی از مفهوم «مدارا» با مردم داریم. اینکه پدیده سوختبری معلول و زاییده چه شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بوده و چه انگارههایی؛ تحولات این پدیده را تا این مرحله کشانده، باید لیست بلندی از عوامل چند ساحتی را مطرح کرد. ولی شاید ما در جایگاه مسئول در کشور یا در استان؛ در دفتر مجلل خود مشغول خوردن چای دبش باشیم و در یک تقاطع برای پر کردن شکاف همدلی با همه مردم؛ استراتژی منطقی و رفتار آیندهپژوهانه نداشته باشیم! نگارنده؛ قضاوتی درباره صواب یا ناصواب بودن پدیده سوختبری ندارد ولی در جایگاه یک شهروند؛ فرضیه هایی اجتماعی برای تحلیل ابعاد سوخت بری و پسا سوختبری مطرح می کند.
انگار از نفَس افتادن ابَر چالش هزاره ی سوم میلادی بشر را هم می توان دید و زیست بوم پسا کرونا را هم به تماشا نشست. در این دگردیسی اجباریِ سبک عادات بشر، «آموزش» هم دچار چالش هایی شوک آور و متفاوت از کلیشه های قبل خود شد.
کشور ما در سالهای اخیر به دلیل تحریمهای ناعادلانهی آمریکا، اوضاع اقتصادی بسیار سختی را تحمل کرده است. آمارها گویای همه چیز است. تورم و گرانی جامعه را به دو بخش تقسیم کرده؛ داراها وندارها. بعضی از مردم آنقدر پول دارند که نمیدانند چگونه خرج کنند و بخش بزرگی از جامعه قدرت خریدشان بسیار کاهش یافته و سفرهی آنها هرروز کوچک و کوچکتر میشود. این روزها خبرهایی همچون حذف موادغذایی از گوشت گرفته تا میوه، به اخباری بسیار عادی تبدیل شده و اوضاع جامعه به قدری نگران کننده است که حتی کارشناسان دربارهی احتمال مواجه شدن جامعه با سوءتغذیه و بروز مشکلات مربوط به سلامتی مردم به ویژه کودکان و دانشآموزان هشدار دادهاند.
جهانی عاری از خشونت و افراطی گری، خواسته عمومی مردم جهان است. به همین دلیل هم 18 دسامبر (روزی مثل دیروز) این نام را به خود گرفتهاست تا همه برای تحقق آن تلاش کنیم.