جدید به قدیم
به گزارش صبح ساحل، دونالد ترامپ، رئیس دولت تروریست آمریکا در حضور امانوئل ماکرون، همتای فرانسوی خود در کنفرانس خبری در اجلاس جی ۷ اظهار کرد: اگر این تفاهم را انجام نمیدادیم، تنگه هرمز باز نمیشد.وی با تکرار ادعای بی اساس و نخ نما شده در خصوص آنچه جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای می خواند، اظهار داشت: در تفاهم با ایران به هر آنچه میخواستیم از جلوگیری از دستیابی آنها به سلاح اتمی گرفته تا باز کردن تنگه هرمز دست یافتیم.ترامپ خودشیفته افزود: قیمت نفت پس از تفاهم با ایران به سطوح بیسابقهای کاهش یافته است.وی در گزافه گویی آشکار مدعی شد: دو روز گذشته بسیار سخت گذشت و ما به ایرانیها اطلاع دادهایم اگر به تفاهم نرسیم، بمباران را از سر خواهیم گرفت.ترامپ که همواره به جنایات وحشیانه و ضد بشری خود افتخار می کند، ادعا کرد: ما سران ارشد ایران و نیروی دریایی این کشور را از بین بردیم و نمیخواستم شاهد بحران اقتصادی باشیم.
به گزارش صبح ساحل، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در رسانه اجتماعی خود موسوم به تروث سوشال با اتخاذ موضعی متوهمانه و دروغین، ادعا کرد: کشتیها، بسیاری از آنها که پر از نفت هستند، شروع به حرکت از تنگه هرمز کردهاند!رئیس جمهور آمریکا با تکرار عادت خودشیفتگی اش، به دروغ مدعی شد: آنها در امتداد «بزرگراه» جنوبی حرکت می کنند که کاملاً امن، مطمئن و دست نخورده است. مناطق دیگری هم برای حرکت وجود دارد!!ادعاهای ترامپ درباره عبور و مرور آزاد کشتی ها در تنگه هرمز در حالی مطرح می شود که بیش از ۹۶ ساعت است که نیروی دریایی سپاه هیچ مجوزی برای عبور کشتی ها از تنگه هرمز صادر نکرده است.تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران موجب اختلال در عبورومرور کشتی ها از تنگه هرمز شد. اختلال در آبراه راهبردی تنگه هرمز موجب اختلال در زنجیره تامین سوخت و انرژی و حتی بسیاری از کالاهای دیگر مثل محصولات پتروشیمی و کود شیمیایی در جهان شد.ایران اعلام کرده که آماده است در صورت رسیدن به آتش بس پایدار و پایان جنگ، امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز را با رعایت پروتکل ها و ملاحظات امنیتی مورد نیاز تضمین کند.
…این تعبیر شاعرانه، اما با لحن کاملا خشک و بالینی ارائه میشود. هان کانگ از هرگونه تغزل درباره بازگشت به طبیعت پرهیز میکند. به جای آن، ما شاهد زنی هستیم که آنقدر ضعیف شده که بیمارستان هم نمیتواند جلوی خودتخریبیاش را بگیرد. سوال اینجا نیست که آیا او درست میگوید؟ سوال این است که آیا امتناع مطلق از زندگی قابل درک است؟ سه راوی، سه زندانساختار رمان بر سه روایت متمرکز است: شوهر یونگ هه (بخش اول)، داماد هنرمند (بخش دوم) و خواهر بزرگتر (بخش سوم). هر سه راوی مردد، خودشیفته یا ترسان هستند. هیچکس یونگ هه را از دریچه چشم خودش نمیبیند. این تصمیم هوشمندانه به کتاب بُعدی مستندگونه میدهد و از هر گونه همذاتپنداری سادهاندیشانه جلوگیری میکند. خواننده ناچار است رفتارهای متناقض یونگ هه را از بازتاب آنها در ذهن دیگران حدس بزند. شوهر او را زننده و ناسپاس میبیند، داماد او را رهایی بخش میبیند، خواهرش او را دردمند و گمگشته میبیند. هر تصویر تکهای از حقیقت را در خود دارد، اما خود یونگ هه در سکوت مطلق و مرگ تدریجی محو میشود. این معماری روایی، کتاب را از تک صدایی نجات داده و بعد تازهای به آن میبخشد. خشونت پنهان نکته مهم این رمان نشان دادن…
تغییر نام تنگه هرمز توسط ترامپ، بیشتر رنگوبوی نمایش قدرت و دستکاریِ نمادها را دارد تا یک تصمیم دیپلماتیک وحقوقی.امروزه نامها علاوه بر حک شدن بر نقشهی جغرافیا ابزار روایتسازی هم میشوند. اما تاریخ ایران، اجازه نمیدهد چنین تغییراتی از کنارِ حقیقت عبور کند. تنگه هرمز از دیرباز بخشی زنده از حافظهی تاریخی ماست نه یک امتیاز قابل واگذاری ونه یک اصطلاح قابل معامله.وقتی سیاستمداری نام یک پهنهی تاریخی را عوض میکند، معمولاً هدفش این نیست که واقعیتی را بهتر توضیح دهد؛ هدف، کنترل روایت است. نامها قدرت دارند، روی نقشهها میمانند، از سوی رسانهها تکرار میشوند و اگر زیاد تکرار شوند، کم کم در ذهن عموم مینشینند. ترامپ با این حرکت، میکوشد به مخاطب بگوید جهان را من میچرخانم حتی اگر هزینهاش تحریف تاریخ و نادیده گرفتن ریشههای فرهنگی یک منطقه باشد.اما تاریخ را نمیشود با فشار رسانهای بازنویسی کرد. تنگه هرمز، نتیجهی سالها پیوند اقتصادی، دریایی، زبانی و هویتی مردمی است که از این مسیر بارها و بارها عبور کردهاند. یک تغییر نام، بدون پشتوانهی تاریخی و بدون احترام به حقیقت، بیشتر شبیه جابهجایی تابلو است تا تغییر واقعیت. شاید بعضیها بگویند نام مهم نیست اما نام، بیاهمیت نیست چون نام، حافظه است. هر واژهای…
…عربستان، در ادامه رسیدگی به پرونده مرگ دیهگو مارادونا، اسطوره فوتبال آرژانتین، یکی از روانشناسان متهم در دادگاه، جزئیات جدیدی از وضعیت روحی و روانی این چهره مطرح فوتبال جهان ارائه کرد.بر اساس این گزارش، کارلوس دیاس در جریان محاکمه تیم پزشکی مارادونا که به اتهام سهلانگاری در روزهای پایانی زندگی او در سال ۲۰۲۰ تحت پیگرد قرار دارند، اعلام کرد که این اسطوره فوتبال دچار «اختلال دوقطبی» و «اختلال شخصیت خودشیفته» بوده است.وی در اظهارات خود در دادگاه تأکید کرد: «در اینجا یک تصویر بالینی واضح وجود دارد؛ اعتیاد، اختلال دوقطبی و اختلال شخصیت. این سه وضعیت مزمن هستند که تا پایان عمر ادامه دارند.»این روانشناس همچنین با استناد به گفته نزدیکان مارادونا افزود: «مصرف مواد مخدر او ارتباط مستقیمی با دوران اوج و افت ورزشیاش داشت و زمانی که با نوعی شکست یا ناکامی مواجه میشد، توانایی مدیریت آن را نداشت.»در این جلسه دادگاه همچنین مطرح شد که اگرچه اعتیاد مارادونا به مواد مخدر و الکل پیشتر بهطور گسترده مطرح شده بود، اما این نخستینبار است که چنین تشخیصهای روانپزشکی به شکل رسمی و علنی در روند قضایی مطرح میشود.مارادونا که از او بهعنوان یکی از بزرگترین بازیکنان تاریخ فوتبال یاد میشود…
…وقتی پای منافع ملی در میان باشد حول محوری به نام ایران میایستند و با بذل هرآنچه در توان دارند از وجود نازنین ایران دفاع میکنند. همگان اعم از دوست و دشمن دیدند که غیرت ایرانی چگونه در ایامی که به ایران حمله شد شعلهور گردید و دشمن با دستپاچگی و اضطراب آتشبس را پذیرفت و آن را یک جانبه تمدید کرد. و نکته آخر اینکه به همه یاوهگویان و یاغیان توصیه میکنیم تاریخ درخشان ایران را بخوانند و از سرنوشت و سرگذشت کسانی که به این سرزمین اهورائی حمله کردهاند و به آن چشم طمع داشتند، عبرت بگیرند. امروز نیز ایرانیان مانند اجداد و نیاکان خود سرسختانه و شجاعانه پای حفظ کیان و سرزمین و تمدن خود ایستادهاند و داغ محو تمدن ایرانی را بر دل رئیسجمهور دیوانه و خودشیفته و بیریشه آمریکا گذاشتند. جهانیان بدانند که ایران کشوری است که روز استقلال ندارد و لحظهای مستعمرهی هیچ کشوری نبوده و به اندازه خود زمین، تاریخ دارد. به چنین کشوری باید با تمام وجود افتخار کرد و به احترامش تا پای جان ایستاد. وچه خوش گفت حکیم طوس فردوسی بزرگ که:چو ایران نباشد تن من مبادبه این بوم و بر زنده یک تن مباداگر سر به سر تن…
به گزارش صبح ساحل، «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی که با سیاستهای جنگ افروزانه خود از حدود یک ماه قبل تجاوزاتی را با مشارکت آمریکا علیه ایران آغاز کرده، موجب برانگیختن انتقادات شدیدی در سطح داخلی و بین المللی شده است؛ چراکه تبعات این اقدامات تجاوزکارانه علاوه بر اراضی اشغالی دامن بسیاری از کشورهای منطقه و جهان را گرفته است. در همین راستا، روزنامه عبری هاآرتص که بارها وی را به باد انتقاد گرفته در مطلبی نوشت: نتانیاهو به خودشیفتگی شناخته شده است و تنها به خودش فکر میکند.این منبع افزود: اسرائیل و ایالات متحده تحت پوشش دموکراسی توسط دو آدم نا کاربلد و دیوانه به گروگان گرفته شدهاند.این روزنامه در ادامه تاکید کرد: ایران همچون ژوئن ۲۰۲۵ این بار نیز پیروز واقعی این جنگ خواهد بود.هاآرتص پیشتر نیز نوشته بود: حقیقت ساده این است که ما قربانی سیاستهای نتانیاهوی دروغگو و خود بزرگبین هستیم و اسرائیل با آغاز جنگ علیه ایران در حال تکرار تجربهای است که پیش از این در لبنان شکست خورده است.
…نمیتوانند تجربهی عاطفه را بیافرینند. آنها میتوانند بگویند "دوستت دارم"، اما نمیفهمند رنج یا لذت آن جمله چیست. عشق انسانی در لحظات شکننده شکل میگیرد: جایی که دو نفر، در عین تفاوت، میکوشند همدیگر را بفهمند. این فرایند نیازمند آسیبپذیری، صبر، و پذیرش ناکامی است چیزهایی که هوش مصنوعی نه تجربه میکند و نه منتقل میسازد. پائولا فونتنِل میگوید: اگر ما عشق را به رابطهای بیاصطکاک تبدیل کنیم، آن را از جوهر واقعیاش تهی کردهایم. آنچه باقی میماند، صرفا شبیهسازی مهربانی است مهربانی از پیش برنامهریزیشده. و چنین مهربانیای نه رشد میآورد و نه درک بلکه ما را در دایرهی بستهی خودشیفتگی نگه میدارد.همراهی یا کنترل پنهان؟پشت ظاهر دلنشین هوش مصنوعی، سازوکارهای پیچیدهای از کنترل نهفته است. دادههایی که ما در گفتگو با چت باتها به اشتراک میگذاریم، درواقع سوخت اصلی الگوریتمها هستند. هر واژه، هر احساس و هر تمایل ما به دادهای برای بازاریابی، پیشبینی رفتار یا هدایت تصمیمها تبدیل میشود. به بیان دیگر، همراهی مصنوعی در سطح روانی ما را آرام می کند اما در سطح اجتماعی، ما را شفافتر و قابلپیشبینیتر برای نظامهای اقتصادی و سیاسی میسازد. ما احساس نزدیکی میکنیم، اما در واقع نظارت را به آغوش گرفتهایم. این همان استبداد نرمی است…
در عصر اینستاگرام و یوتیوب، دیگر برای عارف شدن نیازی به سلوک نیست و برای دانشمند شدن یا اهل معرفت شدن یا استاد شدن نیاز به سالها ممارست و دود چراغ خوردن، کافیست صدای آرامی داشته باشی، چند جمله از نیچه و مولوی را با لحن تأملبرانگیز بخوانی و با نور نرم و فیلتر گرم در قاب بنشینی. رسانههای مجازی در سالهای اخیر، نسل تازهای از «عارفان صحنه» و «مصلحان خودشیفته» را به جامعه تحمیل کردهاند؛ کسانی که نه در متن رنج و تجربه زیستهاند و نه با گوشت و پوست خود اخلاق و معنا را لمس کردهاند، اما چنان سخن میگویند که گویی کلید راز هستی در جیبشان است.نمونه شاخص این جریان، پدیدههایی چون مجتبی شکوری هستند؛ محصول مستقیم عطش جامعه برای معنا، در زمانهای که دانشگاه از تفکر تهی شده. مخاطب خسته از تکرار و دروغ، در جستوجوی صدایی صادق است، اما در دام فرم میافتد. لحن آهسته، موسیقی پسزمینه و نگاه خیره به دوربین، جای صداقت و تجربه را میگیرد.اینجاست که «مومن مسجد نرفته» یا همان «عارف سلبریتی» متولد میشود: کسی که ایمانش نه در عمل که در بیان است، عرفانش نه در خلوت که در ویدیو.در این جهان نمایشی، محتوا تابع فرم است…
…بهجای آنکه صرفا از موضع یک متخصص بالینی سخن بگوید، با زبانی همدلانه به شرح تجربههایی میپردازد که میلیونها نفر در سراسر جهان با آن دستوپنجه نرم میکنند.کتاب دربارهی چیست؟مورنینگستار «مه» را استعارهای برای حالتی معرفی میکند که فرد در رابطه با یک نارسیست دچارش میشود: ناتوانی در تشخیص درست و غلط، شک مداوم به قضاوتهای شخصی، و احساس گناه یا شرم بیپایان. کتاب «خروج از مه: رهایی از سردرگمی ناشی از رابطه با نارسیستها» نوشتهی دانا مورنینگستار، اثری است که بهطور اختصاصی بر تجربهی زیستهی افرادی متمرکز است که درگیر رابطه با شخصیتهای خودشیفته یا نارسیستیک شدهاند. نویسنده در این کتاب مفهوم «مه» را بهعنوان استعارهای برای وضعیت روانی قربانیان معرفی میکند حالتی از ابهام، بلاتکلیفی و شک دائمی که فرد را از توانایی تشخیص درست و غلط یا اعتماد به قضاوتهای شخصی محروم میکند. مورنینگستار با زبان ساده و مثالهای ملموس توضیح میدهد که این مه چگونه ساخته میشود: از تکنیکهای ابتدایی «بمباران عشق» که با تحسین و توجه افراطی آغاز میشوند تا راهبردهای مخربتری مانند بیاعتنایی، تحقیر تدریجی و جابهجا کردن مسئولیتها که قربانی را به مرور فرسوده میسازند. کتاب علاوه بر شرح الگوهای رفتاری نارسیستها، به این پرسش نیز میپردازد که چرا قربانیان…