جدید به قدیم
…مواجه شود. این «فشارِ فرسایشی»، یعنی خاموش کردنِ چراغهای رصدخانهای که باید امنیتِ سرمایهگذاری و کیفیتِ صنعت سفر را نه فقط در مرکز هرمزگان بلکه در دوردست ترین بنادر در سواحل مکران تا جزایر راهبردی خلیج فارس، را مدیریت و پایشگری کند؛ فراموش نکنیم که از کوشکنار شهرستان پارسیان در غربی ترین نقطه هرمزگان تا لیردف شهرستان جاسک، بیش از ۱۲۰۰ کیلومتر گستره ساحلی است که ۱۲ ساعت فاصله زمانی این دو نقطه است، همچنین از آبادی های سردسیری باغات شهرستان حاجی آباد در شمالی ترین نقطه جغرافیایی هرمزگان تا آب های گرم بوموسی در جنوبی ترین مرز خاکی ایران، بیش از ۲۰۰ کیلومتر محور جاده ای کوهستانی تا بندرعباس و ۲۰۰ کیلومتر مسیر دریایی تا جزایر سه گانه خلیج فارس با ۹ ساعت دریاپیمایی را می طلبد.«تصمیمنگرفتن»؛ مالیاتِ پنهانی که مردم میپردازند! دکتر پزشکیان در مقام سکاندار دولت وفاق بارها اعلام کرده است که «تصمیم نگرفتن هم یک نوع تصمیم است؛ اما به ضرر مردم». در منطق اقتصاد، بلاتکلیفی مدیریتی یک «مالیات پنهان» بر کرده مردم است. وقتی هماهنگیهای بین دستگاهی برای ستاد خدمات سفر به دلیل فقدانِ مدیر ارشد به تأخیر میافتد، فعالان بخش خصوصی [از تورگردانان و هتلداران و فعالان دریایی گرفته تا راهنمایان گردشگری، فعالان…
…با این معیار، وضعیت کنونی حکمرانی گردشگری در استان هرمزگان [آنهم در آستانه تعطیلات پایان سال و سفرهای نوروزی] نه تنها با این رویکرد همخوانی ندارد، بلکه نمونهای روشن از همان «بلاتکلیفی مدیریتی» است که رئیسجمهور بارها نسبت به تبعات آن هشدار داده است. به عنوان مثال، از ۹ مردادماه ۱۴۰۴ تاکنون، اگر تقویم را ورق بزنیم، پی خواهیم برد که بیش از پنج ماه است ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی هرمزگان، همچنان بدون مدیرکل منصوب و دارای حکم قطعی اداره میشود؛ آنهم دستگاه اجرایی مهمی که مسئولیت مستقیم سیاستگذاری و دبیری ستاد خدمات سفر استان را بر عهده دارد. این در حالی است که مطابق قوانین جاری، سرپرستی این ادارهکل حداکثر برای سه ماه مجاز بوده و تداوم آن، صراحتاً خارج از چارچوب قانونی است؛ یعنی بلاتکلیفی دوماه و اندی برای تعیین مدیرکل آنهم در وقت اضافه! باید به مقامات مسئول یادآور شویم که گردشگری، صنعتی زمانمند، فرصتمحور و بهشدت وابسته به تصمیمگیریهای سریع و جسورانه است. استانی مانند هرمزگان که از مزیتهای کمنظیر طبیعی، فرهنگی و جغرافیایی برخوردار است، بیش از هر چیز نیازمند مدیری ثابت، متخصص، ریسکپذیر و دارای قدرت تعامل و روابط عمومی مؤثر در سطح ملی و فراملی است. اداره چنین مجموعهای با سرپرست…
…تا ظهر روز جمعه، عملا حضور میدانی فرماندار و ستاد بحران شهرستان را در آن بازه زمانی حیاتی بیاثر کرد. زمان در مدیریت بحران کلیدیترین عامل است و این ضعف، امکان کاهش خسارات را به شدت محدود کرد.نکته قابل تامل دیگر، عدم تخلیه پیشدستانه روستاهای در معرض خطر مانند مهرگی و عدم استقرار پیشدستانه ماشینآلات در کانونهای پیشبینی شده بحران در دهستان گونمردی است، با وجود اینکه روستای مهرگی سابقه سیل داشت و شرایط محیطی آن تغییر محسوسی نکرده بود نیاز بود این مهم صورت پذیرد. با وجود چند کانون بحران، تمرکز تیم مدیریتی در یک نقطه و ناتوانی در هماهنگی موثر با نیروهای حاضر در صحنه موجب سردرگمی، ازدحام وسایل نقلیه شخصی و کاهش بهرهوری عملیات شد. در ساعات اولیه، مدیریت اخبار و اطلاعات به طور موثر در دست ستاد بحران شهرستان نبود. همچنین تعامل ناکافی با بخش خصوصی محلی، دستگاهداران و دهیاریها برای بسیج سریع امکانات در همان دقایق اولیه، فرصتی ارزشمند را از دست داد. این ظرفیتهای بومی و دلسوز میتوانستند نقش تعیینکنندهای در کنترل اولیه سیلاب داشته باشند. عملکرد بخشدار مرکزی سیریک در پیشگیری، آمادهسازی و پاسخ به بحران، به ویژه در عدم تعامل موثر با دهیاریها و ظرفیتهای محلی بخش مرکزی، نقطه ضعف جدی…
…در باشو، ایران را از شعارهای تهی نجات داد و به خاک، زبان و مادر بازگرداند؛ به جغرافیایی انسانی که از «یک آب و خاک» ساخته میشود. در سگکشی فریاد نسلی را ثبت کرد که اشکهایش را پیشتر ریخته بود. و در هشتمین سفر سندباد، جستوجوی حقیقت را به سرنوشتِ آگاهی بدل کرد؛ سرگردانیای که فضیلت است، نه شکست.بیضایی «باسواد» بود، اما نه به معنای رایج و فرسودهی آن. سواد او ریشه داشت؛ از اسطورههای شرق تا تراژدیهای غرب را میشناخت، اما هرگز مقلد نبود. دانستن را برای ساختنِ زبانِ خود میخواست؛ زبانی که هم ایرانی است و هم جهانی، هم کهن و هم معاصر. او زن را به مرکز روایت آورد، نه از سر مد، که از سر فهمِ تاریخِ حذف. و همین فهم، آثارش را ماندگار کرد.با او مهربان نبودند. امکان ساختن را از او گرفتند، کمکارش کردند، به حاشیه راندندش. اما بیضایی از آن دست هنرمندانی بود که خود را بیش از حد خرج نمیکنند؛ زمان نتوانست مصرفش کند. پیر نشد؛ عمیقتر شد. بهموقع زیست، بهموقع مشهور شد، بهموقع کنار رفت و شأنِ خویش را حفظ کرد؛ شأنی که نه با سانسور فرو ریخت و نه با تشویقهای دیرهنگام. نام او شاید در کتابهای درسی…
جایی که بهجای همافزایی، رسانه بهسرعت به «متهم همیشگی» تبدیل میشود. در روزهایی که خبرنگاران محلی، زیر باران، در دل طوفان و در میان گلولای معابر شهری و روستایی، مشغول روایت واقعیت بودند، نه برای خودنمایی، بلکه برای ثبت حقیقت و انتقال مطالبات مردم، ناگهان با ادبیاتی مواجه شدند که گویی رسانه نه بخشی از مدیریت بحران، بلکه مانعی در مسیر آن است. اظهارات منتسب به مهدی رعیتی، مدیر فنی و زیربنایی دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد و تنها مقام دولتی اعزامی از پایتخت، مبنی بر نسبت دادن انگیزههایی چون تلاش خبرنگار برای «دیدهشدن»، «بزرگ کردن خود»، «بیداد کردن کاستیها در چشم ملت» و حتی کوشش برای «بدنامکردن نظام» توسط فعالان رسانهای، و طرح ضرورت «برخورد سفت و محکم با رسانهها»، نشانهای روشن از این سوءبرداشت عمیق است. مسئله اینجا صرفاً یک جمله یا یک اظهارنظر هیجانی نیست. وقتی چنین ادبیاتی در جلسات رسمی ستاد بحران و از زبان یک مقام مأمور دولتی مطرح میشود [ آن هم با انتشار رسمی ویدئوی آن در کانال خبری رسانه منطقه آزاد قشم] دیگر نمیتوان آن را به حساب نظر شخصی گذاشت. این، پیام، گزارهای جدی و قابل تأمل است؛ پیامی که به رسانه میگوید: «اگر روایتت خوشایند مدیران نبود، متهم هستی.» این همان…
گردهمایی بزرگ بسیجیان در گلزار شهدای بندرعباس به مناسبت هفته بسیج برگزار شد.در این مراسم محمد آشوری، استاندار هرمزگان، سردار اباذر سالاری، فرمانده سپاه امام سجاد(ع) هرمزگان، مجتبی قهرمانی، مدیرکل دادگستری استان هرمزگان، مهدی نوبانی، شهردار بندرعباس و جمعی از مسئولان استانی حضور داشتند.
گردهمایی بزرگ بسیجیان در گلزار شهدای بندرعباس به مناسبت هفته بسیج برگزار شد.در این مراسم محمد آشوری، استاندار هرمزگان، سردار اباذر سالاری، فرمانده سپاه امام سجاد(ع) هرمزگان، مجتبی قهرمانی مدیرکل دادگستری استان هرمزگان، مهدی نوبانی، شهردار بندرعباس و جمعی از مسئولان استانی حضور داشتند.
به گزارش صبح ساحل، بر اساس اعلام رسمی، کارگروه بحران استانداری با استناد به دادههای هواشناسی و پایش محیط زیست تصمیم به تعطیلی مدارس ابتدایی گرفت. اما موجی از انتقادها بهسرعت در میان مردم شکل گرفت: چرا فقط مدارس ابتدایی و چرا فقط نوبت صبح؟ در حالی که گرد و خاک شدید در جو ماندگار شد و طبق پیش بینیها تفاوتی میان صبح و ظهر وجود نداشت. همین فشار افکار عمومی سبب شد، ظهر همان روز اطلاعیهی جدیدی صادر و تعطیلی به شیفت بعدازظهر نیز تعمیم یابد. تصمیمی که نشان داد برنامهریزی اولیه ناقص و بدون آیندهنگری بوده است.اما ماجرا به همینجا ختم نشد. با وجود کاهش محسوس شاخص آلودگی و فروکش نسبی گرد و خاک در روز بعد، شب سهشنبه ناگهان اعلام شد که مدارس و کلیه مراکز آموزشی مجازی یا همان تعطیل است و دوساعت پس از جلسه کار گروه، اعلام شد ک ادارات دولتی نیز تعطیل خواهند بود! جالب آنکه در اطلاعیهها، برای مدارس از واژه «مجازی» و برای کارمندان از «تعطیل» استفاده شد؛ تفاوتی که خود محل پرسش است. این تصمیم ناگهانی نهتنها کارکنان دولت، بلکه مردم را هم غافلگیر کرد. تناقض میان شدت آلودگی و زمان اعلام تعطیلی، پرسش مهمی را پیش…
دیدار اعضای ستادی و جمعی ازخادمیاران و یاوران کانون های خدمت رضوی بنیاد کرامت آستان قدس با همراهی اعضای شورای شهر بندرعباس به مناسبت ولادت حضرت زینب(س) در بیمارستان شهید محمدی از پرستاران بخش های مختلف دیدار و با تقدیم هدیه متبرک و دست گل تقدیر کردند.ویدیو از عماد یگانه دوست
دیدار اعضای ستادی و جمعی ازخادمیاران و یاوران کانون های خدمت رضوی بنیاد کرامت آستان قدس با همراهی اعضای شورای شهر بندرعباس به مناسبت ولادت حضرت زینب(س) در بیمارستان شهید محمدی از پرستاران بخش های مختلف دیدار و با تقدیم هدیه متبرک و دست گل تقدیر کردندعکاس:عماد یگانه دوست
موجهای گرما تا 20 مرداد ادامه دارد