جدید به قدیم
تجربه کشورهای مختلف در نبردهای معاصر نشان داده است که پایان جنگ، لزوماً به معنای پایان چالشها و بحرانها نیست؛ بلکه آغاز مرحلهای پیچیده و حساس برای بازسازی اجتماعی، اقتصادی و روانی جامعه به شمار میرود.
انتصابهای عجیب در استان هرمزگان کم نداشتهایم. مدیرانی هستند که تحصیل و تخصصشان با حوزه فعالیتشان ارتباطی ندارد و هیچ کس هم خم به ابرو نیاورده و قضاوت به عملکرد فرد مختوم شده؛ یا کسانی که رزومهای نداشتند و یک شبه از افراد باسابقه سازمان متبوع عبور کرده و به سطوح مدیریتی دست یافتهاند؛ این مورد هم قدیمی است.
️در مورد سفر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، به آمریکا میتوان به چند نکته اشاره کرد.
تنگه هرمز، آبراهی کمعرض اما عمیق و استراتژیک، در نقطهای حساس از جغرافیای سیاسی جهان واقع شدهاست. این گذرگاه آبی که خلیج فارس را به دریای عمان و از آنجا به اقیانوسهای آزاد متصل میسازد، فراتر از یک مسیر کشتیرانی معمولی، بهعنوان یکی از حساسترین و حیاتیترین شریانهای ترانزیت انرژی در کره زمین شناخته میشود. اهمیت این تنگه نه تنها از تراکم و حجم ترافیک عبوری از آن، که از جایگاه منحصربهفرد آن در معادلات امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی منطقه خلیج فارس و جهان نشأت میگیرد.
هرمزگان در نقشهی راهبردی ایران، قرار بود نه یک استان، بلکه «ترازِ جهانیِ توسعه دریامحور» باشد؛ سرزمینی که در آن دریا، نه یک مرز آبی، بلکه پیشران اصلی معیشت و شکوه ملی است.
پیشرفت دریاپایه هرمزگان، همانطور که در دل خلیج فارس و در کرانه تنگه راهبردی هرمز میدرخشد، باید به سمتی پیش برود که کشتیهای توسعهاش در دریای طوفانی و پرهیاهو به حرکت درآید. به راستی، در این استان استراتژیک که از امکانات ژئوپولیتیکی و منابع دریایی بیکران برخوردار است، آیا همچنان باید در دل دریای آرام به بادبانهای محافظهکارانه تکیه کرد؟ آیا نمیبینیم که «دریای آرام ناخدای قهرمان نمیسازد»؟ در شرایط بحرانی امروز، هرمزگان نه به یک ناخدای محتاط بلکه به یک ناخدای جسور نیاز دارد که بتواند در دل طوفانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، کشتی توسعه را به سوی افقهای روشن هدایت کند.
اگر بهتر شوم، چه چیزی را از دست میدهم؟ این پرسش در ظاهر متناقض است. مگر بهتر شدن چیزی جز رهایی، آرامش و سلامت روان است؟ اما تجربهی بالینی و مطالعات روانشناسی نشان میدهد که بهبود همیشه با احساس امنیت همراه نیست. بسیاری از افراد، حتی در دل رنجهای مزمن، افسردگیهای طولانی یا روابط آسیبزا، نوعی آشنایی عاطفی با وضعیت موجود دارند. رنج هرچند فرساینده اما قابل پیشبینی است و ذهن انسان به آنچه میشناسد خو میگیرد حتی اگر آنچه میشناسد درد باشد. از منظر روان تحلیلی، علائم روانی صرفا نشانهی بیماری نیستند، بلکه گاه کارکرد دارند: افسردگی میتواند فرد را از مواجهه با مطالبات طاقت فرسا محافظت کند، اضطراب میتواند بهانهای برای نرفتن، نخواستن یا انتخاب نکردن باشد. در این معنا، «بهتر شدن» تنها بهبود علائم نیست بلکه فروپاشی یک نظم روانی آشناست. جامعه نیز این ترس را تشدید میکند. در فرهنگی که موفقیت با فشار، رقابت و مسئولیت تعریف میشود بهتر شدن یعنی ورود به میدان انتظارات جدید. فرد نگران است که با رها شدن از رنج، دیگر حق خستگی، اعتراض یا عقبنشینی نداشته باشد. بنابراین ترس از بهتر شدن، نه نشانهی ضعف، بلکه واکنشی پیچیده به پیوند میان روان فردی و ساختارهای اجتماعی است جایی که سلامت، الزام می آورد و الزام، اضطراب.
سال ۲۰۲۵ بهعنوان یکی از پرآشوبترین مقاطع تاریخ معاصر، در حافظه جهانیان باقی خواهد ماند. این سال نه تنها پایان یک دوره بلکه آغاز مرحلهای تازه از بازآرایی نظم بینالملل بود؛ مرحلهای که در آن بحرانهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و اقلیمی در هم تنیدند و تصویری از جهانی شکننده و ناپایدار را پیش چشم ناظران قرار دادند. بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، بهمثابه ماشهای بود که قواعد بازی جهانی را دگرگون کرد. فرمانهای اجرایی او علیه بوروکراسی فدرال و آغاز جنگ تجاری جدید با کانادا، مکزیک و چین، شریانهای تجارت جهانی را به لرزه درآورد و بار دیگر نشان داد که اقتصاد بینالملل تا چه اندازه در برابر تصمیمات سیاسی آسیبپذیر است. این رویکرد، در کنار احیای سیاست فشار حداکثری علیه ایران، دیپلماسی خاورمیانه را به نقطه جوش رساند و زمینهساز یکی از پرتنشترین دورههای نظامی-سیاسی در سالهای اخیر شد.
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، روز جمعه اعلام کرد که اسرائیل و سومالیلند بیانیه مشترکی را برای برقراری روابط کامل دیپلماتیک امضا کردهاند و آن را «در راستای روح توافقنامههای ابراهیم» توصیف کرد. اکنون اسرائیل اولین کشور در جهان است که رسماً سومالیلند را به رسمیت شناخته است و این یک پیشرفت دیپلماتیک قابل توجه برای این منطقه جداییطلب در شاخ آفریقا محسوب میشود.
سومالیلند در سال ۱۹۹۱ از سومالی اعلام استقلال کرد، اما تاکنون از سوی هیچ یک از کشورهای عضو سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته نشده است. این منطقه بخش شمال غربی منطقهای را که زمانی تحتالحمایه بریتانیا در شمال سومالی بود، کنترل میکند.
دولت سومالی ساعاتی پس از اعلام اسرائیل بیانیهای منتشر کرد و این اقدام را «حمله» به حاکمیت خود و «اقدامی غیرقانونی» خواند و سومالیلند را بخش «جداییناپذیر» این کشور توصیف کرد. سومالیلند هویت سیاسی متمایزی از سومالی با واحد پول، پرچم و پارلمان خود ایجاد کرده است و در سالهای اخیر، با امارات متحده عربی -یکی از امضاکنندگان توافقنامههای ابراهیم- و تایوان روابط برقرار کرده است، زیرا به دنبال پذیرش بینالمللی بوده است.
این در حالی است که به رسمیت شناختن سومالیلند توسط اسرائیل به وسیله کشورهای مختلف مصر، ترکیه و جیبوتی، قطر، ایران، عربستان، پاکستان، چین و نیجریه، کویت، اردن، عمان، عراق، تشکیلات خودگردان فلسطین و حماس محکوم و رد شد و این کشورها بر حمایت کامل خود از وحدت، حاکمیت و تمامیت ارضی سومالی تأکید کردند. همچنین اتحادیه عرب، شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، اتحادیه آفریقا (AU) و اتحادیه اروپا به کشورهای مختلف در محکومیت این اقدام اسرائیل پیوستند.
آخرین وضعیت اختلال خدمات در ۴ بانک