جدید به قدیم
شب برای بسیاری از ما زمان آرامش نیست زمان هجوم است. هجوم فکرها، ترسهای بینام، مرور بی پایان گفتگوها، شکستها و آیندههای نامعلوم. در طول روز، ذهن ما درگیر بقاست: کار، ترافیک، پیامها، وظایف، نقشها. اما شب که میرسد و صداها کم میشوند، ذهن ناگهان بیدار میشود. انگار تازه فرصت پیدا کرده حرف بزند. اضطراب آخر شب، برخلاف تصور رایج الزاما اختلال اضطرابی نیست اغلب واکنشی است به زیست روزانهای که مجال فکر کردن نمیدهد. در روانشناسی، شب زمانی است که دفاعها ضعیفتر میشوند مکانیزمهایی که در روز، با عقلانیسازی، حواس پرتی یا فعالیت افراطی، اضطراب را سرکوب میکنند. از منظر جامعه شناسی، شب بازتابی است از ساختارهای فرسایندهی زندگی مدرن: ناامنی اقتصادی، فشار نقشها، تنهایی شهری و بیثباتی آینده. این اضطراب خاموش، نه فریاد میزند و نه حملهی پانیک میآورد بلکه آرام، خزنده و فرساینده است. در این مقاله میکوشیم اضطراب شبانه را نه صرفا به عنوان یک پدیدهی فردی، بلکه به مثابه نشانهای اجتماعی-روانی بررسی کنیم جایی که روان فردی و شرایط اجتماعی به هم گره میخورند. شهروندی که شبها میترسد، فقط از تاریکی نمیترسد از فردا، از ناتوانی، از جا ماندن، از دیده نشدن و از فروپاشیهای بیصدا میترسد.
استان هرمزگان، با بیش از هزار کیلومتر ساحل، گستردهترین مرز آبی و زمینی و نقش کلیدی در تجارت، حملونقل، کشاورزی و گردشگری کشور، هنوز جایگاه واقعی خود را در اقتصاد ملی پیدا نکرده است. فعالان اقتصادی استان در نشست با مشاور رئیسجمهور در امور همکاریهای اقتصادی در اتاق بازرگانی استان تأکید کردند که ظرفیتهای هرمزگان مغفول مانده و بدون اصلاح سیاستها، توسعه صنایع تبدیلی، تقویت زیرساختهای حملونقل و توجه ویژه به اقتصاد دریامحور، هرمزگان نمیتواند نقشی متناسب با اهمیت خود در رشد اقتصادی کشور ایفا کند.معصومه آقاپور علیشاهی، مشاور رئیسجمهور در امور همکاریهای اقتصادی، دراین نشست تصریح کرد که دولت چهاردهم مصمم است با گفتوگوی مستقیم، تشکیل کارگروههای تخصصی و اصلاح سیاستها، موانع توسعه این استان را هم در کوتاهمدت و هم بلندمدت برطرف کند.
رئیس مرکز جامع اطلاعرسانی برخط پلیس، با هشدار درباره افزایش تصادفات ناشی از نقص فنی خودرو در فصول سرد اعلام کرد که بخش قابل توجهی از سوانح رانندگی به دلیل بی توجهی رانندگان به سرویس دورهای و مشکلات ناگهانی خودرو رخ میدهد.
در اغلب روایتهای عاشقانه، فرسایش رابطه به خیانت، سردی هیجانی یا تفاوتهای شخصیتی نسبت داده میشود. کمتر کسی از «ظرفهای نشسته»، «لیست خریدی که همیشه در ذهن مانده» یا «برنامهریزی نامرئی زندگی روزمره» بهعنوان قاتلان خاموش عشق نام میبرد. اما واقعیت این است که بسیاری از روابط، نه با یک بحران بزرگ بلکه با انباشت نابرابریهای کوچک و مداوم از پا درمیآیند. تقسیم نابرابر کار خانگی فقط مسئلهی عدالت اجتماعی یا مطالبهای جنسیتی نیست مسئلهای عمیقا روانشناختی است که مستقیما با خستگی مزمن، خشم فروخورده، احساس نادیده گرفته شدن و در نهایت افسردگی زوجین گره میخورد. در این میان، مفهومی به نام "بار ذهنی" توضیح میدهد چرا حتی در روابطی که ظاهرا کمک وجود دارد، نابرابری همچنان پابرجاست. این مقاله میکوشد نشان دهد چگونه نابرابری در کار خانگی، در بستر جنسیت، شغل و فرهنگ، به فرسایش تدریجی پیوند عاطفی میانجامد و چرا بی توجهی به آن، سلامت روان هر دو طرف رابطه را تهدید میکند.
در بسیاری از خانوادهها نوجوانانی که در سالهای ابتدایی مدرسه در شمار بچههای زرنگ قرار میگیرند، بعدها در مسیر تحصیلی و شغلی آنچنان که انتظار میرفت نمیدرخشند. این تفاوت میان عملکرد دوران کودکی و دستاوردهای بزرگسالی، اغلب خانوادهها را درگیر این پرسش میکند که چه میشود کودکِ موفق مدرسهای، سالهای بعد را با سردرگمی، افت انگیزه یا گاهی توقف پیش میبرد. یکی از دلایل مهم این شکاف آن است که مدرسه و خانه، هر دو تصویری ساده شده از موفقیت میسازند تصویری که بیشتر بر نمره، تکلیف انجامشده و رفتار مطیعانه تکیه دارد تا بر مهارتهای بنیادی و انعطافپذیری روانی. کودکی که در این چارچوب میدرخشد، الزاما تواناییهای لازم برای مدیریت اضطراب، تصمیمگیریهای پیچیده، کنارآمدن با شکست یا ساختن روابط بالغ را کسب نمیکند. از سوی دیگر، بسیاری از این کودکان از همان سالهای ابتدایی، بار انتظارات معلمان و والدین را بر دوش میکشند انتظاری که آرامآرام از شوق یادگیری پیشی میگیرد و به فشار درونی تبدیل میشود. در نتیجه، آنچه در ظاهر یک مسیر پیشروی مداوم به نظر میرسد، گاهی در واقع مسیری است که با اضطراب پنهان، کمالگرایی افراطی و ترس از اشتباه سوختگیری میشود. این مدل عملکرد اگرچه در دوران مدرسه نتیجه میدهد، اما در مواجهه با پیچیدگیها و بیساختاری بزرگسالی، ناگهان کماثر میشود و فرد را با خلا مهارتهای مهمتری رو به رو میکند.
یلدا در حافظهی جمعی ایرانیان، شبی برای ایستادن کنار هم بوده است شبی که تاریکی نه برای ترس، بلکه برای نزدیکتر شدن معنا مییافت. حافظخوانی، قصهگویی، سکوتهای مشترک و حضور فیزیکی دیگری، همگی عناصر آیینی بودند که یلدا را به تجربهای زیسته و انسانی بدل میکردند. اما در سالهای اخیر، این شب نمادین، آرام آرام از فضای خانه به فضای صفحه منتقل شده است از جمعهای واقعی به قابهای دیجیتال. یلدا دیگر فقط زیسته نمیشود، بلکه روایت میشود، ثبت میشود و در نهایت به نمایش درمیآید. آنچه اهمیت مییابد، نه خودِ لحظه، بلکه قابلیت انتشار آن است. در منطق شبکههای اجتماعی، آیینها به محتوای مصرفی بدل میشوند. سفرهها چیده میشوند تا دیده شوند، شادیها برجسته میشوند تا لایک بگیرند و غمها حذف میشوند تا تصویر خدشهدار نشود. در این میان، فشار نامرئی اما قدرتمندی شکل میگیرد: الزام به خوشبودن، به دورهمی داشتن و به نشاندادن آن. یلدا، بهجای آنکه فرصتی برای مکث و همدلی باشد، به آزمونی برای موفقیت عاطفی تبدیل میشود. اما همه در این روایت جایی ندارند. سالمندانی که سالهاست کسی به دیدنشان نمیآید، مجردهایی که در شبهای نمادین بیش از همیشه تنهایی خود را احساس میکنند، مهاجرانی که از خانه دور ماندهاند، یا افرادی که از چارچوب خانوادهی هنجاری حذف شدهاند، در این شب شلوغ، نامرئی میشوند. تصاویر پرزرق و برق یلدایی، برای بسیاری نه منبع شادی، بلکه آینهی فقداناند. در این مقاله میکوشیم نشان دهیم یلدا چگونه همزمان به صحنهی نمایش و میدان طرد تبدیل شده است جایی که فاصلهی میان تجربهی زیسته و روایت اینستاگرامی، بیش از هر شب دیگری آشکار میشود.
به عنوان والدینی دلسوز، اغلب تمرکز ما بر نمرات عالی و قبولی در بهترین دانشگاههاست. اما واقعیت این است که پارادایم موفقیت تغییر کرده است.
بیمه شخص ثالث یکی از ضروریترین بیمههای خودرو به حساب میآید و نداشتن آن میتواند هزینههای سنگین مالی و حتی مشکلات قانونی ایجاد کند.
در تقویم رسمی، «روز زن» اغلب به مناسبتهایی گره خورده که قرار است احترام و مقام زن را یادآوری کنند اما در خارج از این تقویم، زنانی زندگی میکنند که هر روزشان آزمون طاقت و زیستن در شرایطی است که کمتر دیده میشود: مادران تکسرپرست. زنانی که بار زیستی، عاطفی، اقتصادی و زمانی خانواده را به تنهایی بر دوش میکشند و در سکوت، زیرساختهایی را جبران میکنند که سالهاست کارکرد حمایتی خود را از دست دادهاند. افزایش جمعیت این گروه، آنها را به یک اقلیت بزرگ تبدیل کرده است؛ اقلیتی که دیده نمیشود، اما ستون بخشی از پایداری اجتماعیاند.
سایت ایرانخودرو بسته شد