جدید به قدیم
با آغاز فصل تابستان و افزایش دمای هوا در جنوب کشور، شهروندان هرمزگانی این روزها با یکی از جدیترین مشکلات روزمره خود مواجه هستند؛ صفهای طولانی دریافت بنزین که از ساعات ابتدایی بامداد آغاز میشود و گاه تا سه یا چهار ساعت به طول میانجامد. در بسیاری از شهرهای استان، رانندگان از ساعتهای اولیه صبح برای دریافت سوخت در مقابل جایگاهها صف میکشند تا پیش از آغاز ساعت اداری و فعالیت روزانه بتوانند بنزین مورد نیاز خود را تأمین کنند. وضعیتی که به گفته شهروندان، زندگی روزمره مردم را با اختلال جدی مواجه کرده است.
بندرعباس این روزها با نوعی خلأ مدیریتی دستوپنجه نرم میکند؛ خلأیی که نه در نبود ساختمان فرمانداری، بلکه در نبود حضور و اثرگذاری «فرماندار» نمود پیدا کرده است. شهری با انبوهی از مشکلات ریز و درشت، از ترافیک، گرانی و صفهای بنزین تا معضلات خدماتی، حالا با پرسشی جدی روبهروست؛ آیا بندرعباس فرماندار دارد؟ آنچه شهروندان و رسانهها میبینند، مدیری است که بیشتر در قاب عکس «برخی» جلسات حضور دارد تا در متن زندگی مردم. جلساتی که گرهی از مشکلات شهر باز نمیکنند.
در ماههای اخیر، مراجعه به ادارات دولتی در استان هرمزگان برای بسیاری از مردم به یک تجربه فرسایشی و طاقتفرسا تبدیل شده است. مسئله فقط کندی نیست؛ مسئله این است که انگار بخش مهمی از بدنه اداری کشور عملاً در وضعیت «نیمهخاموش» کار میکند. مشاهدات مختلف نشان میدهد که عمده ادارات با حدود ۵۰ درصد نیرو فعالاند، اما همین «پنجاه درصد» هم تضمینکننده حضور مؤثر یا پاسخگویی واقعی نیست. بسیاری از کارکنان در شیفتهای نامنظم قرار دارند، برخی عملاً در دسترس نیستند و در نتیجه فضای اداری به شکلی بیسابقه ناکارآمد شده است.
در روزهای اخیر و همزمان با تهدیدهای جنگی، گزارشی رسمی از ترددهای مرزی منتشر شد که نشان میدهد پس از آغاز درگیریها، ۶۲ درصد ترددهای ثبتشده «ورودی» و ۳۸ درصد «خروجی» بوده است. این نسبت، در مقایسه با الگوهای رایج در بسیاری از جوامع جنگزده معاصر ــ همچون سوریه و اوکراین ــ که با موجهای گسترده مهاجرت و خروج جمعیت مواجه شدند، تصویری متفاوت ارائه میدهد. این یادداشت با رویکردی تحلیلی و تاریخی، تلاش میکند رفتار ملت بزرگ ایران در روزهای تهدید را در چارچوب مفاهیم «سرمایه اجتماعی»، «تابآوری ملی» و «هویت تاریخی» بررسی کند و نشان دهد چرا در بزنگاهها، الگوی کنش ایرانیان واجد ویژگیهای متمایز و ممتاز است.
شوراهای اسلامی شهر و روستا بهعنوان یکی از مهمترین مظاهر مشارکت مردم در اداره امور محلی، طی شش دوره فعالیت، نقش قابل توجهی در انتقال مطالبات مردمی و پیگیری مسائل محلی ایفا کردهاند. تجربه این سالها نشان میدهد که با وجود برخی ضعفها، اصل وجود شوراها،ضروری و کارآمدتر از نبود آنهاست.
نزدیک به چهار ماه قبل، در یکی از مهمترین مناطق آزاد تجاری و صنعتی که به ادعای مسئولین، سالها، پایلوت توسعه پایدار کشور میشمردند، طبق رویه معمول انتصابات دولت، انتصابهایی در منطقه آزاد قشم رخ داد که بیشتر رنگ و بوی انتساب(!) داشت تا یک انتصاب واقعی.
در مخاصمات مسلحانه، کودکان نهتنها قربانیان غیرمستقیم جنگ محسوب میشوند، بلکه در بسیاری از موارد بهطور مستقیم در معرض خشونت، استثمار و نقض جدی حقوق انسانی قرار میگیرند.