جدید به قدیم
…مدیریت او؟یکی از مهمترین امتیازهای کتاب صنعت شادی این است که نویسنده، به جای آنکه روانشناسی را متهم یا بیاعتبار کند، از چگونگی استفاده از آن در جهان معاصر پرسش میکند. دیویس معتقد است روانشناسی در ذات خود دانشی برای فهم پیچیدگیهای ذهن و رفتار انسان است، اما هنگامی که در خدمت اهداف اقتصادی و مدیریتی قرار میگیرد، ممکن است کارکرد اولیه خود را از دست بدهد. در چنین شرایطی، به جای آنکه از یافتههای روانشناسی برای کاهش رنج انسان استفاده شود، از آنها برای افزایش سازگاری افراد با شرایط موجود بهره گرفته میشود؛ حتی اگر آن شرایط، خود منشأ فرسودگی، اضطراب یا نابرابری باشد. نویسنده نمونههایی از محیطهای کاری را بررسی میکند که در آنها به جای اصلاح فشارهای شغلی، کاهش ساعات کار یا افزایش امنیت روانی کارکنان، دورههایی برای تقویت نگرش مثبت برگزار میشود. در این رویکرد، مسئله اصلی دیگر ساختار سازمان نیست، میزان خوشبینی کارکنان است. اگر فرد همچنان احساس خستگی یا نارضایتی کند، این وضعیت بیشتر به ضعف در شیوه اندیشیدن او نسبت داده میشود تا شرایط واقعی محیط کار. دیویس نشان میدهد چنین نگرشی، به تدریج نقد اجتماعی را کمرنگ میکند زیرا به جای اصلاح علتها، تنها بر تغییر واکنش افراد تمرکز دارد. از…
… مشارکت مدنی کمتر و فرسایش سرمایه اجتماعی مواجه هستند. در چنین جوامعی، افراد بیش از آنکه یکدیگر را بشناسند، بر اساس تصورات قالبی درباره هم تصمیم میگیرند. این روند، فاصله میان گروههای اجتماعی را افزایش میدهد و امکان همکاری را کاهش میدهد. از منظر روانشناسی نیز، ذهن در شرایط ابهام تمایل بیشتری به استفاده از کلیشهها پیدا میکند. بنابراین هرچه گفتگوی آزاد کمتر شود، قضاوتهای خام و غیرقابل اصلاح بیشتر خواهند شد. اعتماد، برخلاف تصور رایج، محصول سکوت نیست نتیجه مواجهه صادقانه با اختلافها و امکان اصلاح برداشتهای نادرست است.بازتاب نابرابریهای اجتماعیبخش مهمی از قضاوتهایی که افراد درباره یکدیگر انجام میدهند، ریشه در ویژگیهای شخصیتی آنان ندارد، بلکه بازتاب ساختارهای اجتماعی است که در آن زندگی میکنند. انسانها از کودکی میآموزند چه کسی موفق، قابل احترام، باارزش یا ناموفق تلقی میشود و این معیارها اغلب نه بر اساس واقعیت که بر پایه توزیع نابرابر فرصتها شکل میگیرند. هنگامی که موفقیت تنها به تلاش فردی نسبت داده میشود، شکست نیز صرفاً نتیجه کمکاری فرد دانسته میشود در نتیجه، شرایط اقتصادی، کیفیت آموزش، امنیت شغلی، محل زندگی و دسترسی به منابع عمومی از نگاه پنهان میماند. روانشناسی اجتماعی این گرایش را "خطای اسناد بنیادی" مینامد یعنی تمایل انسان به نسبت دادن…
🔸در شبکه برق، مصرف بیشتر برخی مشترکان یعنی سهم کمتر برای دیگران. این نابرابری سالها وجود داشت، اما حالا با نصب محدودکنندههای هوشمند روی کنتور مشترکان پرمصرف، مسیر مدیریت عادلانهتر هموار شده است.🔸تا امروز بیش از ۷ میلیون کنتور هوشمند به این فناوری مجهز شدهاند و این رقم تا پایان سال به ۱۱ میلیون خواهد رسید؛ اقدامی مؤثر که میتواند حدود ۲ هزار مگاوات از اوج مصرف را کاهش دهد.
…محیط زیست و افزایش حجم آلایندههایی است که ظرفیت طبیعی زمین برای جذب آنها محدود است. از این منظر، بحران اقلیم صرفا نتیجه استفاده از سوختهای فسیلی نیست بلکه پیامد منطقی نظامی است که بقای خود را در گسترش دائمی تولید و مصرف میبیند. کلاین همچنین به این نکته اشاره میکند که آسیبهای ناشی از تغییرات اقلیمی به طور برابر میان همه گروههای اجتماعی توزیع نمیشود. جوامع فقیرتر، ساکنان مناطق حاشیهای و کشورهایی که سهم اندکی در تولید آلودگی داشتهاند، اغلب بیشترین هزینههای بحران را میپردازند. این مسئله سبب میشود که بحران آب و هوا به موضوعی مرتبط با عدالت اجتماعی نیز تبدیل شود. از نگاه نویسنده نمیتوان درباره محیط زیست سخن گفت اما از نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی چشم پوشید. به همین دلیل، کتاب خواننده را وادار میکند بحران اقلیمی را نه صرفا به عنوان مسئلهای طبیعی، که به عنوان بازتابی از مناسبات قدرت در جهان امروز درک کند. نقد رشد بیپایانمحور اصلی استدلال کلاین نقد این باور ریشهدار است که رشد اقتصادی همواره مطلوب و ضروری است. در بسیاری از سیاستگذاریهای اقتصادی، افزایش تولید و مصرف بهعنوان نشانه موفقیت تلقی میشود. دولتها، شرکتها و نهادهای مالی اغلب عملکرد خود را با میزان رشد اقتصادی میسنجند و…
…زیادی از روز عملاً غیرقابل استفاده میشود. پیادهروی در خیابانهای بیسایه، انتظار برای تاکسی یا اتوبوس زیر آفتاب، کار در فضای باز و رفتوآمد کودکان و سالمندان، همگی به مسئلهای فراتر از ناراحتی روزمره تبدیل شدهاند؛ این شرایط مستقیماً با سلامت، اقتصاد خانوار و کیفیت زندگی ارتباط دارد.صنعت؛ فرصت اقتصادی یا فشار شهری؟جنوب ایران قلب انرژی و تجارت دریایی کشور است. وجود صنایع نفت، گاز و پتروشیمی فرصتهای اقتصادی بزرگی ایجاد کرده است. بنادر مهم نیز نقش مهمی در اقتصاد ملی دارند. اما توسعه صنعتی و بندری، اگر با برنامهریزی شهری و عدالت اجتماعی همراه نباشد، میتواند به عاملی برای نابرابری و فشار بر شهرها تبدیل شود. در بسیاری از شهرهای صنعتی جنوب، مردم با این پرسش روبهرو هستند که سهم آنان از این توسعه چیست. آیا صنایع بزرگ به بهبود زیرساختهای شهری، کاهش آلودگی، ایجاد اشتغال پایدار برای نیروهای بومی، توسعه حملونقل عمومی، ارتقای خدمات درمانی و آموزشی و بهبود کیفیت محیطزیست کمک کردهاند؟ یا فقط بار ترافیک، آلودگی، مهاجرت و افزایش قیمت مسکن بر دوش شهر مانده است؟ شهرهای ساحلی و آیندهای که نزدیک استنحوه استفاده از نوار ساحلی اهمیت زیادی دارد. ساحل فقط زمین ارزشمند برای ساختوساز نیست؛ ساحل یک سرمایه عمومی، زیستمحیطی…
…و انرژی کمتری برای تفکر خلاق باقی میماند. خلاقیت اغلب از دل تنش بیرون میآید. بسیاری از نوآوریهای انسانی تلاشی برای حل تعارضها، کمبودها یا بحرانها بودهاند. اما تفاوت مهمی میان تنش سازنده و فشار فرساینده وجود دارد. تنش سازنده ذهن را به جستوجو وامیدارد، در حالی که فشار مزمن آن را در وضعیت بقا نگه میدارد. هنگامی که مغز دائما درگیر نگرانیهای معیشتی، ناامنی یا ترس است، ظرفیت خیالپردازی و آزمودن مسیرهای جدید کاهش می یابد. از این رو کیفیت تجربه هیجانی افراد نه فقط یک مسئله شخصی بلکه موضوعی اجتماعی و ساختاری نیز محسوب میشود. نابرابری عاطفیوقتی از نابرابری سخن گفته میشود، معمولا درآمد، ثروت یا فرصتهای آموزشی در مرکز توجه قرار میگیرند. اما شکل دیگری از نابرابری نیز وجود دارد که کمتر دیده میشود؛ نابرابری در دسترسی به آرامش روانی. همه افراد به یک اندازه فرصت تجربه امنیت، استراحت ذهنی و رشد هیجانی ندارند. کودکی که در محیطی آکنده از تنشهای اقتصادی بزرگ میشود، بخش قابل توجهی از انرژی روانی خود را صرف سازگاری با فشارهای محیط میکند. کارگری که هر روز نگران آینده شغلی خویش است یا خانوادهای که با نااطمینانی دائمی روبهروست، کمتر فرصت مییابد ذهن خود را به تخیل، تجربه و کشف اختصاص دهد…
…از این مداخلات سود میبرند. اما مشکل زمانی آغاز میشود که تمام بار توضیح و درمان بر دوش فرد قرار گیرد. در چنین شرایطی، فردی که تحت فشارهای شدید اقتصادی و اجتماعی قرار دارد، ممکن است تصور کند مشکل صرفا از درون او ناشی میشود. این نگاه نه تنها ناکافی است، بلکه گاه احساس گناه و ناکارآمدی را نیز تشدید میکند.بازاندیشی در معنای سلامت روانشاید مهمترین درس پژوهشهای جدید این باشد که سلامت روان را نمیتوان صرفا ویژگی افراد دانست. انسان موجودی اجتماعی است و کیفیت زندگی روانی او به شدت تحت تاثیر روابط، نهادها و ساختارهای پیرامونش قرار دارد. وقتی بیثباتی اقتصادی، تنهایی، ناامنی شغلی و نابرابری افزایش مییابد، انتظار سلامت روان گسترده بدون اصلاح این شرایط چندان واقع بینانه نیست. امروزه بسیاری از متخصصان سلامت عمومی بر این باورند که پرسش اصلی نباید این باشد که چرا افراد بیمار میشوند؟ بلکه باید پرسید چه شرایطی انسانها را در معرض رنج مزمن قرار میدهد؟. این تغییر زاویه دید، مسئولیت را از دوش فرد برنمیدارد، اما آن را میان فرد و جامعه تقسیم میکند. در نهایت، سلامت روان صرفاً به معنای نبود اختلال نیست. سلامت روان زمانی معنا پیدا میکند که افراد بتوانند با امنیت، کرامت و امید زندگی…
…تلخ خروج آمریکا از برجام، بازگشت تحریمها، از دست رفتن فرصتهای اقتصادی و در نهایت وارد شدن کشور به دورهای طولانی از نااطمینانی، سبب شده است که افکار عمومی دیگر صرف امضای یک توافق را مترادف با بهبود سریع شرایط ندانند.این بار مسئله صرفاً رفع یا کاهش تحریمها نیست. اقتصاد ایران طی سالهای اخیر با مجموعهای از چالشهای ساختاری مواجه شده که بخشی از آنها مستقل از پرونده هستهای و مناسبات خارجی شکل گرفتهاند. کاهش سرمایهگذاری، فرسودگی زیرساختهای انرژی، بحران آب، افت بهرهوری، رشد نابرابریهای اقتصادی، مهاجرت گسترده نیروی انسانی متخصص و کاهش سرمایه اجتماعی از جمله مسائلی هستند که حتی در صورت فراهم شدن شرایط مساعد بینالمللی نیز نیازمند برنامهریزیهای بلندمدت و اصلاحات عمیق خواهند بود.از سوی دیگر، جامعه ایران نیز در این سالها دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. نسل جدیدی از شهروندان وارد عرصه عمومی شدهاند که مطالبات متفاوتی دارند و رابطه آنان با ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور با نسلهای پیشین تفاوتهای جدی پیدا کرده است. شکاف میان انتظارات جامعه و ظرفیتهای موجود برای پاسخگویی به آنها، به یکی از مهمترین مسائل حکمرانی در کشور تبدیل شده است. از همین رو هر توافق خارجی، هرچقدر هم مهم و راهگشا باشد، به تنهایی قادر…
آنچه امروز اهمیت دارد تنها شمار کودکان کار نیست و تغییر شکل کار کودک است. بسیاری از کودکان دیگر در فضای عمومی دیده نمی شوند آنها به بخشهای پنهان اقتصاد رانده شدهاند بخشهایی که هزینه تولید و خدمات را کاهش میدهند، اما کمتر در معرض نظارت قرار دارند. این جابهجایی از کار قابل مشاهده به کار نامرئی پیامدهای مهمی برای سلامت روان، رشد اجتماعی و آینده این کودکان دارد. بررسی این پدیده نشان میدهد که کار کودک صرفا یک مسئله فردی یا خانوادگی نیست و بخشی از سازوکار گستردهتری است که در آن فقر، نابرابری، بازار کار غیررسمی و ضعف حمایتهای اجتماعی به یکدیگر گره خوردهاند.کارهای ناپیدا اقتصاد شهری مدرن بیش از آنچه تصور میشود بر مجموعهای از فعالیتهای پنهان متکی است. بخشی از این فعالیتها در خانهها، زیرزمینها، انبارها و فضاهای غیررسمی انجام میشود مکانهایی که نه تابلو دارند و نه در فهرست رسمی کسب و کارها ثبت شدهاند. در چنین فضاهایی کودکان به بخشی از نیروی کار خانوادگی تبدیل میشوند. بسته بندی کالا، دوخت قطعات پوشاک، آمادهسازی محصولات خانگی، تفکیک مواد بازیافتی، تحویل سفارشها یا مدیریت صفحات فروش خانوادگی از جمله فعالیتهایی هستند که ممکن است توسط کودکان انجام شوند. ویژگی مهم این نوع کار آن است…
…ضمن فراهم کردن امکان مدیریت بهتر فرآیندها، به ارتقای آگاهی عمومی نسبت به مزایا و ضرورتهای آن کمک میکند و زمینه مدیریت آثار و تبعات احتمالی اجتماعی را نیز فراهم میسازد.پزشکیان با تأکید بر نقش محوری سازمان امور مالیاتی در این فرآیند اظهار داشت: این سامانهها ابزار اصلی دولت برای استقرار عدالت مالیاتی، مقابله با رانت، کاهش فساد و افزایش شفافیت اقتصادی هستند و نباید اجازه داد اجرای آنها با تأخیر یا وقفه مواجه شود.رئیس جمهور با بیان اینکه مدیریت بدون داده، زمینهساز شکلگیری رانت، فساد، قاچاق، رشوه و سوءاستفاده از منابع عمومی است، افزود: در تمامی نظامهای اقتصادی کارآمد، افرادی که از درآمد و ثروت بیشتری برخوردارند سهم بیشتری در پرداخت مالیات دارند و دولت نیز موظف است منابع حاصل از آن را در جهت حمایت از اقشار ضعیف و کاهش نابرابریها به کار گیرد. این منطق، مبتنی بر عقلانیت، عدالت و مسئولیت اجتماعی است و باید به یک گفتمان عمومی تبدیل شود.پزشکیان همچنین بر ضرورت اطلاعرسانی گسترده درباره اهداف و کارکردهای این طرح تأکید کرد و گفت: مردم باید بدانند هدف از تجمیع و یکپارچهسازی اطلاعات، استقرار عدالت، مقابله با فساد، جلوگیری از قاچاق، حذف رانت و بهبود کیفیت حکمرانی است. در این مسیر، رسانهها…