جدید به قدیم
درک چین از تحولات ژئوپلیتیک پیرامون افغانستان پس از خروج نیروهای ایالات متحده، بر پایه تحلیل دقیق خلأ قدرت و فرصتهای ناشی از آن شکل گرفت. پکن در پایان دو دهه حضور نظامی آمریکا در افغانستان، این تحول را نه تنها پایان یک موازنهسازی امنیتی پرهزینه در همسایگی خود، بلکه سرآغاز دورهای جدید برای بسط نفوذ اقتصادی، سیاسی و امنیتی در منطقه میدانست. نگاه چین به افغانستان، برخلاف رویکرد قدرتهای غربی که عمدتاً امنیتمحور یا مبتنی بر مداخله نظامی بود، بر ایده "ثبات از مسیر توسعه" استوار است؛ مفهومی که پکن آن را در قالب ابتکار کمربند و راه، توسعه زیرساختها، سرمایهگذاری در معادن و گسترش پیوندهای سیاسی تعریف کرده است. از این منظر، خلأ پساآمریکا فرصتی استراتژیک بود که به چین اجازه میداد ضمن تحکیم مرزهای غربی خود، از بروز تهدیدات مختلف، بهویژه نفوذ جریانهای افراطی به منطقه سینکیانگ جلوگیری کرده و همزمان در منابع عظیم معدنی افغانستان، همچون لیتیوم، مس و خاکهای کمیاب، دست بالا را پیدا کند. با این حال، این چشمانداز بلندپروازانه در میدان واقعیت با پیچیدگیهایی مواجه شد که توانست روایت ساده فرصتگرایانه را در چهار سال اخیر به چالشی راهبردی بدل کند.
ونزوئلا طی دو دهه گذشته تجربهای پیچیده از بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی داشته است.