جدید به قدیم
اگر بهتر شوم، چه چیزی را از دست میدهم؟ این پرسش در ظاهر متناقض است. مگر بهتر شدن چیزی جز رهایی، آرامش و سلامت روان است؟ اما تجربهی بالینی و مطالعات روانشناسی نشان میدهد که بهبود همیشه با احساس امنیت همراه نیست. بسیاری از افراد، حتی در دل رنجهای مزمن، افسردگیهای طولانی یا روابط آسیبزا، نوعی آشنایی عاطفی با وضعیت موجود دارند. رنج هرچند فرساینده اما قابل پیشبینی است و ذهن انسان به آنچه میشناسد خو میگیرد حتی اگر آنچه میشناسد درد باشد. از منظر روان تحلیلی، علائم روانی صرفا نشانهی بیماری نیستند، بلکه گاه کارکرد دارند: افسردگی میتواند فرد را از مواجهه با مطالبات طاقت فرسا محافظت کند، اضطراب میتواند بهانهای برای نرفتن، نخواستن یا انتخاب نکردن باشد. در این معنا، «بهتر شدن» تنها بهبود علائم نیست بلکه فروپاشی یک نظم روانی آشناست. جامعه نیز این ترس را تشدید میکند. در فرهنگی که موفقیت با فشار، رقابت و مسئولیت تعریف میشود بهتر شدن یعنی ورود به میدان انتظارات جدید. فرد نگران است که با رها شدن از رنج، دیگر حق خستگی، اعتراض یا عقبنشینی نداشته باشد. بنابراین ترس از بهتر شدن، نه نشانهی ضعف، بلکه واکنشی پیچیده به پیوند میان روان فردی و ساختارهای اجتماعی است جایی که سلامت، الزام می آورد و الزام، اضطراب.
نشست سهجانبه اخیر تهران با حضور ایران، عربستان سعودی و چین را میتوان حلقهای تازه در زنجیرهای دانست که از پکن آغاز شد و پس از توقف در ریاض، اکنون وارد مرحلهای حساستر شده است؛ مرحلهای که در آن، روابط تهران و ریاض از یک آشتی سیاسی حداقلی فراتر رفته و نشانههایی از حرکت بهسوی نهادسازی و تعریف سازوکارهای نسبتاً پایدار منطقهای مشاهده میشود. با این حال، همزمان با این تحولات مثبت، واقعیتهای میدانی غرب آسیا، ماهیت رقابتی روابط ایران و عربستان، حضور بازیگران فعال منطقهای و فرامنطقهای و نیز شکنندگی موازنههای امنیتی، پرسشهایی جدی درباره میزان دوام و عمق این روند ایجاد کرده است؛ پرسشهایی که پاسخ به آنها، آینده محور تهران-ریاض-پکن و امکان شکلگیری یک نظم منطقهای نوظهور را بهطور مستقیم تحتتأثیر قرار میدهد. در گفتگو با مهرداد علیپور، کارشناس مسائل بینالملل به بررسی این موضوعات پرداختهایم.
کالابرگ دهکهای اول تا سوم شارژ شد