جدید به قدیم
… به طور خودکار دست به دستهبندی، مقایسه و ارزیابی میزند. این فرایند نه نشانه بدذاتی، بلکه یکی از سازوکارهای تکاملی مغز برای کاهش ابهام و تصمیمگیری سریع است. مسئله اصلی وجود قضاوت نیست که نحوه مدیریت، بازنگری و بیان آن است. پژوهشهای تازه نشان میدهند که انکار قضاوتهای درونی، الزاما افراد را پذیراتر و همدلتر نمیکند. در بسیاری از موارد این قضاوتها تنها از عرصه گفتوگوی آشکار به لایههای پنهان ذهن منتقل میشوند و در همانجا، بدون نقد شدن، به پیشداوریهای پایدار تبدیل میشوند. روانشناسان از این وضعیت با عنوان سرکوب شناختی یاد میکنند فرایندی که میتواند اضطراب، احساس گناه و حتی رفتارهای دوگانه اجتماعی را افزایش دهد. از سوی دیگر، جامعه شناسی نیز نشان میدهد که هر جامعه برای حفظ انسجام خود ناگزیر از ارزیابی رفتارها و هنجارهاست. هیچ جامعهای بدون داوری اخلاقی نمیتواند درباره عدالت، مسئولیت یا اعتماد تصمیم بگیرد. بنابراین مسئله اساسی آن نیست که قضاوت را حذف کنیم، بلکه باید بیاموزیم چگونه آن را به فرایندی آگاهانه، گفتگومحور و قابل اصلاح تبدیل کنیم. شاید آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم، نه جامعهای بدون قضاوت که جامعهای باشد که بتوان در آن، درباره خودِ قضاوت نیز آزادانه و مسئولانه گفتگو کرد…
عبور از وابستگی یا ورود به مرحلهای تازه؟از منظر روانشناسی، بهبودی صرفاً قطع مصرف نیست. فرد پس از ترک باید الگوهای رفتاری، روابط اجتماعی، هویت فردی و شیوه مدیریت هیجانهای خود را بازسازی کند. بسیاری از مصرفکنندگان در سالهای وابستگی، شبکههای دوستی، مهارتهای شغلی و حتی احساس کارآمدی شخصی خود را از دست میدهند. بنابراین ترک مواد، آنان را وارد خلایی میکند که اگر با فرصتهای تازه پر نشود، زمینه بازگشت به الگوهای پیشین را فراهم میسازد. پژوهشهای جدید درباره عوامل عود در ایران نشان دادهاند که فشارهای اجتماعی، نگرش منفی محیط و احساس ناتوانی در کنترل زندگی از مهمترین عوامل بازگشت به مصرف هستند. نکته مهم اینجاست که بسیاری از افراد بهبودیافته پس از ترک، خود را میان دو جهان معلق میبینند نه دیگر عضو شبکه مصرف هستند و نه هنوز به جامعه عادی بازگشتهاند. این وضعیت نوعی بیخانمانی روانی ایجاد می کند احساسی که فرد در آن به هیچ جمعی تعلق کامل ندارد. روانشناسان این مرحله را یکی از حساسترین مقاطع بهبودی میدانند. موفقیت در این دوره کمتر به قدرت اراده و بیشتر به وجود فرصتهای واقعی برای بازسازی زندگی وابسته است. هنگامی که فرد بتواند نقشهای اجتماعی تازهای مانند کارمند، همسر، دانشجو یا والد…
…هیجانها به ذهن کمک میکنند میان انبوه اطلاعات پراکنده ارتباط برقرار کند و از مسیرهای تکراری فراتر برود. درست در همین نقطه است که خلاقیت شکل میگیرد. پژوهشهای جدید نشان میدهند افرادی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند، بهتر میتوانند احساسات مثبت و منفی خود را در خدمت اندیشیدن قرار دهند. آنها نه تنها از شور و اشتیاق برای جستجوی راهحلهای جدید بهره میبرند که میتوانند ناکامی، خشم یا اندوه را نیز به نیرویی برای بازاندیشی تبدیل کنند. فراتحلیل گسترده انجامشده روی بیش از ۱۸ هزار نفر نشان داده است که رابطه میان هوش هیجانی و خلاقیت از نظر آماری در سطحی متوسط اما پایدار قرار دارد و این ارتباط در گروههای مختلف اجتماعی نیز مشاهده شده است. از دید روانشناسی، خلاقیت صرفا تولید ایدههای عجیب نیست و توانایی ایجاد پیوندهای تازه میان تجربههای پراکنده است. فردی که احساسات خود را بهتر میشناسد، جهان درونی غنیتری نیز در اختیار دارد. چنین فردی میتواند پیچیدگیهای بیشتری را تحمل کند، ابهام را بپذیرد و به جای فرار از تضادها، آنها را به ماده خام اندیشیدن تبدیل کند. به همین دلیل است که خلاقیت را نمیتوان صرفا محصول بهره هوشی دانست که باید آن را حاصل گفتوگوی مداوم میان احساس و اندیشه تلقی…
…گاه احساس گناه و ناکارآمدی را نیز تشدید میکند.بازاندیشی در معنای سلامت روانشاید مهمترین درس پژوهشهای جدید این باشد که سلامت روان را نمیتوان صرفا ویژگی افراد دانست. انسان موجودی اجتماعی است و کیفیت زندگی روانی او به شدت تحت تاثیر روابط، نهادها و ساختارهای پیرامونش قرار دارد. وقتی بیثباتی اقتصادی، تنهایی، ناامنی شغلی و نابرابری افزایش مییابد، انتظار سلامت روان گسترده بدون اصلاح این شرایط چندان واقع بینانه نیست. امروزه بسیاری از متخصصان سلامت عمومی بر این باورند که پرسش اصلی نباید این باشد که چرا افراد بیمار میشوند؟ بلکه باید پرسید چه شرایطی انسانها را در معرض رنج مزمن قرار میدهد؟. این تغییر زاویه دید، مسئولیت را از دوش فرد برنمیدارد، اما آن را میان فرد و جامعه تقسیم میکند. در نهایت، سلامت روان صرفاً به معنای نبود اختلال نیست. سلامت روان زمانی معنا پیدا میکند که افراد بتوانند با امنیت، کرامت و امید زندگی کنند؛ شرایطی که نه تنها در درون انسان، بلکه در کیفیت سازمانیافتگی جامعه نیز ریشه دارد. شاید به همین دلیل باشد که آینده روانشناسی بیش از گذشته به گفتگو با جامعهشناسی نیاز دارد؛ زیرا بسیاری از زخمهای روانی امروز پیش از آنکه در ذهن شکل بگیرند، در بطن روابط اجتماعی تولید میشوند.
… کار و آینده است. رابطهای که در آن مهارت به کالایی دائما مصرفشدنی تبدیل شده و یادگیری بیش از آنکه تجربهای عمیق باشد، به راهبردی برای بقا شباهت پیدا کرده است.اقتصاد اضطراب یکی از مهمترین دلایل محبوبیت آموزشهای کوتاهمدت را باید در افزایش ناامنی اقتصادی جستجو کرد. برخلاف نسلهای گذشته که معمولا با یک مهارت یا حرفه میتوانستند دههها در بازار کار باقی بمانند، انسان امروز با جهانی مواجه است که دائما در حال تغییر است. فناوریهای نو، هوش مصنوعی، خودکارسازی و دگرگونی ساختارهای شغلی باعث شدهاند افراد احساس کنند هر لحظه ممکن است از رقابت عقب بمانند. در چنین شرایطی یادگیری دیگر صرفا وسیلهای برای رشد فردی نیست و به نوعی واکنش دفاعی در برابر اضطراب تبدیل میشود. از دید روانشناسی، هنگامی که انسان احساس کنترل خود بر آینده را از دست میدهد، به رفتارهایی روی میآورد که حس تسلط را بازسازی کنند. ثبت نام در دورههای کوتاه، تماشای ویدئوهای آموزشی و افزودن مهارتهای جدید به فهرست تواناییها، نوعی احساس پیشرفت ایجاد میکند حتی اگر این پیشرفت همیشه واقعی نباشد. به بیان دیگر، بسیاری از افراد نه برای نیاز واقعی، بلکه برای کاهش اضطراب ناشی از آینده یاد میگیرند. گزارش مجمع جهانی اقتصاد نشان میدهد که حدود ۲۲…
…روایت «پیروزی» قرار میدهد. در این میان، اختلاف بر سر ماهیت توافق، نبود تضمینهای اجرایی، فشارهای داخلی و نقشآفرینی بازیگران منطقهای، بهویژه اسرائیل، هرگونه توافق را شکننده میکنند؛ در این رابطه با دکتر «مهرداد صحرائی»؛ دکترای ژئوپلتیک دانشگاه تهران و کارشناس توسعه روابط فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به گفتگو پرداختهایم. با توجه به همزمانی ادعای پیشرفت مذاکرات از جانب ترامپ و تشدید حملات نظامی، آینده روابط ایران و آمریکا را چگونه ارزیابی میکنید؟برای تحلیل مذاکرات و ارزیابی آینده روابط ایران و آمریکا باید روانشناسی مذاکره و کتابی که ترامپ درباره این مقوله نوشته مطالعه کرد. اول از همه اینکه ترامپ به ایجاد اهرم فشار قبل از توافق معتقد است یعنی اینکه اول باید اهرم ساخت، بعد مذاکره کرد. در ماجرای اخیر هم همزمان با مذاکره، از تحریم، تهدید و حتی اقدام نظامی بهعنوان ابزار فشار استفاده کرده و بارها گفته ایران فرصت توافق را از دست میدهد یا «باید بهای آن را بپردازد». رویکرد ترامپ را باید در قالب Coercive Diplomacy تحلیل کرد؛ یعنی استفاده از تهدید و فشار برای دستیابی به اهداف مذاکراتی. برای ترامپ فشار نظامی و اقتصادی بخشی از مذاکره است، نه چیزی جدا از مذاکره! دومین ترفند ترامپ، شروع از موضعی خیلی بلندپروازانه…
…میآموزد چگونه با ابهام، شکست و اختلاف نظر کنار بیاید. در بازی آزاد، قوانین از پیش تعیین نشدهاند و کودکان باید خودشان آنها را خلق کنند. این فرایند در حقیقت تمرینی برای زندگی اجتماعی است. نکته مهم آن است که بسیاری از مهارتهایی که امروز در بازار کار آینده ارزشمند تلقی میشوند، مانند خلاقیت، انعطافپذیری و توانایی حل مسئله، دقیقا در همین فضاهای غیررسمی شکل میگیرند. بنابراین حذف بازی آزاد به بهانه آمادهسازی کودکان برای آینده، ممکن است آنها را از مهمترین ابزارهای موفقیت در همان آینده محروم کند. مغز در طبیعت چگونه رشد میکند؟یکی از یافتههای مهم روانشناسی رشد آن است که فضای طبیعی صرفا یک محیط تفریحی نیست بلکه بستری فعال برای رشد مغز محسوب میشود. روانشناسان کودک معتقدند قرار گرفتن در محیطهای باز و طبیعی موجب بهبود تمرکز، کاهش استرس و تقویت تنظیم هیجانی میشود. برخلاف محیطهای بسته و کنترلشده، طبیعت سرشار از محرکهای متغیر و پیشبینیناپذیر است. کودک در حیاط، پارک یا کوچه با موقعیت هایی روبهرو میشود که نیازمند مشاهده، تصمیمگیری و سازگاری هستند. شاخهای که میشکند، دوستی که قانون بازی را تغییر میدهد یا مانعی که باید از آن عبور کرد، همگی مغز را به فعالیت وادار میکنند. از نگاه عصبروانشناسی، این تجربهها…
به گزارش صبح ساحل به نقل از وبدا، علیرضا رئیسی در نامهای خطاب به پژمان شاهرخی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، نوشت: ضمن تقدیر از زحمات جنابعالی و نیز اقدامات ارزشمند، همافزا و علمی همکاران آن دانشگاه از آغاز جنگ، همانند خدمات روانپزشکی، روانشناسی و مددکاری در مرکز سراج مناطق آسیب دیده به ویژه شهر میناب، خواهشمند است دستور فرمایید در راستای جلوگیری از انجام هرگونه اقدام با روشهای غیرعلمی، تأیید نشده یا فاقد راهنماهای خدمات ابلاغی، نظارت و دقت نظر لازم صورت پذیرفته و در مداخلات روانی ـ اجتماعی در شرایط بحران، راهنماهای علمی ارسال شده از دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد این معاونت که در قالب ساختار شبکه بهداشتی درمانی ارائه میگردد، مدنظر قرار گیرند.همانگونه که استحضار دارید، مداخلات سلامت روان پس از سانحه متمرکز بر رواندرمانیها و آموزش گروهی و انفرادی و در صورت نیاز انجام درمانهای دارویی توسط روانپزشک و پزشک میباشد و سایر روشهای درمانی مبتنی بر فناوریهای جدید با نامهایی مانند لیزردرمانی در این اختلالات جایگاهی نداشته و لازم است از انجام روشهای یادشده به ویژه در جمعیت محروم و آسیبدیده منطقه و در شبکه بهداشتی درمانی جلوگیری به عمل آید.
بحران پنهان بیاهمیت شدنبخش بزرگی از رنج روانی انسان معاصر از احساس شکست ناشی نمیشود، بلکه از احساس نامرئی بودن سرچشمه میگیرد. بسیاری از افراد صبح از خواب بیدار میشوند، وظایف روزانه خود را انجام میدهند، کار میکنند، خرید میکنند و شب به خانه بازمیگردند اما در پایان روز نمیتوانند به این پرسش پاسخ دهند که امروز حضور من چه تفاوتی ایجاد کرد؟ روانشناسان این وضعیت را شکاف اهمیت مینامند فاصلهای میان نیاز انسان به تاثیرگذاری و تجربه واقعی آن. پژوهشهای جدید نشان میدهد که احساس اهمیت داشتن برای دیگران، نقشی همسنگ امنیت و تعلق اجتماعی در سلامت روان ایفا میکند. جامعه معاصر در عین آنکه انسانها را به طور بیسابقهای به هم متصل کرده، بسیاری از روابط را به تعاملاتی کوتاه، کاربردی و سودمحور تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، ارزش افراد اغلب بر اساس بهرهوری، درآمد یا موقعیت اجتماعی سنجیده میشود. نتیجه آن است که فرد بهجای آنکه خود را عضوی مؤثر از یک جمع بداند، خود را واحدی مستقل برای رقابت و بقا تلقی میکند. این تغییر ظریف اما عمیق، احساس معنا را فرسایش میدهد. زیرا معنا زمانی شکل میگیرد که انسان خود را بخشی از چیزی بزرگتر از منافع شخصی خویش احساس کند. هنگامی که روابط…
…یافته است.سزارین، انتخابی خودخواستهاین فوقتخصص نوزادان درباره چرایی بالا بودن سزارین در ایران گفت: انتخاب سزارین، خودخواسته است. هنگامی که فرزند اول یک خانواده با سزارین متولد میشود، تولد فرزند دوم به صورت زایمان طبیعی خطرناک است و هر پزشکی زیربار خطر آن نمیرود. علاوه بر ترس، سزارین در مسائل فرهنگی نیز ریشه دارد. ما ایرانیها فقط در سزارین رکورد نزدهایم، بلکه در عمل جراحی زیبایی بینی و بسیاری از عملهایی که در سایر کشورها حدود ۵ درصد است، رکورد زدهایم و درباره چرایی آن نیز جامعهشناسان و روانشناسان میبایست درباره این موضوع اظهار نظر کنند.نقش مسائل حقوقی و اقتصادی بر افزایش سزارین در ایراناو درباره نقش مسائل اقتصادی و حقوقی بر افزایش سزارین اظهار کرد: علاوه بر اصرار مادران، مسائل اقتصادی، میزان پرداختهای زایمان طبیعی و حقوقی نیز در افزایش سزارین دخیل است. اگر یک نوزاد در روند زایمان طبیعی دچار خفگی شود یا مشکلاتی در پیداشته باشد، مشکلات حقوقی برای پزشک بهوجود میآید. به طور مثال، یک پرونده پزشکی مطرح بود و یک فرد ۱۸ ساله از پزشک نوزادان خود شکایت کرده بود؛ این در حالی است که ۱۸ سال از زمان تولد او میگذشت. ریسک زایمان طبیعی بسیار بالا است اما پرداختیهای ناچیزی دارد؛ در…